تبليغاتX
ایرانی گری

ایرانی گری

تکالیف کلاسی

کلیات

اختصار، ماهیت و جوهره خبرنویسی تلویزیونی است. هدف ارائه اطلاعات قابل فهم به بیننده است و بهترین روش برای رسیدن به آن، صراحت بیان و اختصار است.

در خبرنویسی تلویزیونی باید قواعد اولیه زیر رعایت شود:

ساده نویسی

نوشتن به زبان محاوره ای

جامع و کامل بودن خبر

رعایت دقت

ساده نویسی

نکات مهم

ساده نویسی را رعایت کنید.

به همان شیوه ای بنویسید که سخن می گویید.

هیچ نکته مهمی را از قلم نیندازید.

پس از اتمام نوشتن متن، از صحت مطالب اطمینان حاصل کنید.

پیش از آغاز نوشتن متن خبر برای تصویر- این سؤالات را از خود بپرسید:

آیا رویداد ارزش خبری دارد؟

به چه اطلاعاتی درباره آن نیاز دارم؟

چه بخشی از آن به زندگی مخاطب ارتباط دارد؟

چه نکته جالب توجه، غیرمعمول یا تازه یی در آن وجود دارد؟

همه اخبار ارزشمند و جذاب نیستند. به جای پرداختن به رویدادهای کم اهمیت، اخبار منحصر به فرد و غیر معمول را جستجو کنید. کدام خبر توجه شما را به خود جلب می کند؟ این همان خبری است که مخاطب شما را نیز به خود جذب خواهد کرد.

انبوهی از اطلاعات روزانه بر سرراه شما قرار دارد و این شما هستید که با دیدگاه گزینشی خود باید اخبار مرتبط و مهم را تمییز دهید. هنر خبرنویسی تلویزیونی، در انتخاب مطالب برجسته و ارائه صریح آنهاست.

نکات مهم

آیا رویداد ارزش خبری دارد؟

خبرهای منحصر به فرد و غیر معمول را جستجو کنید.

آنچه توجه شما را برمی انگیزد، می تواند برای مخاطب نیز قابل توجه باشد.• کاربرد جملات ساده مطلوب تر است اما همواره عملی نیست.

پرسش های اصلی :

1- هدف خبرنویسی تلویزیونی چیست؟

2- چهار اصل اولیه خبرنویسی تلویزیونی کدامند؟

3- چرا هر کدام از این اصول حائز اهمیتند؟

4- چه تفاوتی میان "رویداد" و "متن" وجود دارد؟

5- چه

اهمیت کیفیت تصویر از متن بیشتر است

این اصل را همواره به خاطر بسپارید: کیفیت تصاویر، نسبت به متن، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

تلویزیون، رسانه یی تصویری است، نه صوتی، بنابراین متن خود را هماهنگ با تصویری که بیننده خواهد دید بنویسید. اگر این گونه نباشد، تمرکز بیننده را مختل خواهید ساخت، و در برخی موارد گوینده هم گیج خواهد شد

باید به هر طریقی سعی کنید پیش از نگارش متن - تصاویر را ببینید. (نرم افزارهای نوین اتاق خبر این امکان را برای همه فراهم اورده است.)

تصاویر می توانند خبر ارسالی (یا هر منبع خبری دیگر) را تأیید یا حتی آن را تکمیل کنند. ممکن است آن را نیز نقض کنند.

ممکن است گاهی فکر کنید که لازم است به مخاطب بگویید "این تصویر مربوط به ... است"، زیرا برای درک رویداد مهم است. اما گاهی تصویر گویای رویداد است. زمانی که تصویر مربوط به رویداد نیست و شما برای روشن شدن مطلب از آن استفاده می کنید- که در اکثر موارد چنین است-به یاد داشته باشید که هرچه توصیف شما بیشتر باشد وقوع اشتباه هم محتمل تر خواهد بود.

تصویر را نوعی سرمایه بدانید و با آن مانند یک مضمون دیداری برخورد کنید.

هنگام دیدن تصویر، محتوای آن را جست و جو کنید. به مطالبی که تصویر می تواند بهتر از کلمات گویای آنها باشد، توجه کنید. آیا مطلب غیر معمول، مهم یا جالب توجهی در آن وجود دارد که در نگاه اول از چشم دور مانده یا در اخبار ارسالی ذکر نشده باشد؟

به یاد داشته باشید آنچه در تصویر می بینید، بستگی به قدرت تعبیر شما دارد. بجای تفسیر کردن تصاویر، گاهی ارائه یک پیشنهاد به بیننده و جلب توجه وی به بخشی از تصویر مؤثرتر است.

شما نباید سعی کنید بگویید که تصویر قطعاً چه نکته ای را بیان می کند، بلکه بیانگر ان باشید که تصویر می تواند دربرگیرنده چه مفهومی باشد. این روش فضای بازی برای تعبیر مخاطب باقی می گذارد

چه تصویر متن را هدایت کند، چه متن تصویر را، حاصل کار باید مؤثر و جذاب باشد.

دو نوع تصویر وجود دارد: تصویر خام یا راش و تدوین شده یا مونتاژی . نوار خام شامل تصاویر تدوین نشده است، تصاو

اهمیت شات لیست کردن تصاویر

شات لیست یا فهرست تصاویر در تدوین خبر تلویزیونی نقشی کلیدی دارد. شات لیست نشان می دهد که نوار شامل چه تصاویری است.

موضوع تصویر و تاریخ در شات لیست می اید. متن گفته های فرد یا افرادی که تصویرشان وجود دارد هم در شات لیست اورده می شود . حرکت دوربین مثلا تیلت یا پن هم با ذکر جزییات در فهرست تصاویر گنجانده می شود.

استفاده از شات لیست در روند کار بسیار مؤثر است. زمانی که بتوانید جزئیات تصویر را شرح دهید، در واقع رویداد را بخوبی نقل کرده اید

در اتاق های خبری که اکنون فعال هستند این زمان بطور میانگین حدود 40 ثانیه است. اگر استاندارد اتاق خبر شما همین مدت زمان است، بهتر است وقتی متن شما نیاز به بیش از 40 ثانیه تصویر دارد تدوینگر را درجریان امر قرار دهید.

بهتر است این نکته را به یاد داشته باشید که 25 ثانیه متن و 15 ثانیه تصویر، هماهنگی ندارند

نکات مهم

کیفیت تصاویر، نسبت به متن، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

تصاویر را بعنوان یک منبع خبری تلقی کنید.

تصاویر را نوعی مضامین تصویری تلقی کنید.

هماهنگی میان کلام و تصویر را رعایت کنید.

شرح تصاویر نباید به گونه ای باشد که مطلبی را بیننده القا کند.

متن باید به خودی خود معنادار باشد.

در خبرنگاری تلویزیونی - زمان از سرمایه هم مهم تر است، و نمی توان برای آن ارزش مادی قائل شد؛ لحظه به لحظه آن ارزشمند است. هر چه متن خبر کوتاه تر باشد، تعداد خبرها بیشتر خواهد بود.

از لحاظ کیفیت دو نوع متن وجود دارد. یکی نثری است که بیشتر به شعر شبیه است (نثر شعرگونه)، که پرمعنا و هوشمندانه است و حق مطلب را بطور کامل ادا می کند. دیگری، متن نفوذناپذیر و بی عیب ونقصی است که تمام اطلاعات را در بر می گیرد، گرچه از نظر ادبی متن شاخصی بشمار نرود. این نوع دوم، همان کیفیتی است که تدوینگر از شما انتظار دارد: متنی که وی را وادار به متحمل شدن مشقت فراوان برای دوباره نویسی و تصحیح نکند.

متن های خبری معمولاً 45 ثانیه ای است ، 10 ثانیه برای شروع و مقدمه و 5 ثانیه برای خداحافظی. 30 ثانیه باقیمانده را به مطلب اختصاص می یابد که شامل مقدمه گوینده خبر نیز می باشد

نکات مهم

لفاظی کار بیهوده ای است.

صداقت در اختصار و ایجاز است.

ساده و بی تکلف بنویسید.مفاهیم بسیار در قالب کلمات اندک، نه مفاهیم اندک در قالب کلمات بسیار.

یری که به ترتیب زمان تصویربرداری کنار هم قرار گرفته اند.


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:5  توسط ahmad  | 

شیوه‌های نوشتن مطلب

خبر – گزارش صریح و مستقیم از اتفاقی که دارد همین ‏لحظه رخ می‌دهد. خبر خوب به این بستگی دارد که تا چه ‏اندازه می‌تواند تاثیرگذار باشد و خبرنگار در پوشش آن چه ‏قدر مهارت داشته است. خبرها عمری کوتاه‌ دارند.‏

نیازی ‏نیست که تحلیل نگاهی را منتقل کند که موافق نگاه عرف ‏جامعه باشد. گاه بهترین تحلیل‌ها همین نگاه را به چالش ‏می‌کشند.‏

گزارش – داستان‌هایی که زمان وقوع‌شان مهم نیست و ‏دلیلی ندارد مثل خبر "داغ" باشند. بیشتر درباره چیزهایی ‏هستند که این روزها اتفاق می‌افتند و نه چیزهایی که همین ‏الان اتفاق افتاده‌اند. وضعیت خیلی از چیزها، اتفاقات، ‏مکان‌ها، خلاصه آدم‌هایی که نوشتن درباره آن‌ها می‌تواند ‏برای خوانندگان جالب باشد گزارش‌های خوبی می‌شوند.‏

چنین موضوعاتی به لحاظ تازه بودن خوانندگان را ‏جلب نمی‌کنند. برای همین خبرنگارها باید از خلاقیت، شیوه ‏نگارش منحصر به فرد و رنگ و جزییات استفاده کنند تا ‏توجه خوانندگان را جلب کنند.‏

تحلیل – نگاهی عمیق به موضوعی مهم و با اهمیت که ‏بر اساس اطلاعات موثق تهیه شده باشد و در آن از نظرات ‏منابع مختلفی که نامشان آورده شده استفاده شده باشد. نیازی ‏نیست که تحلیل نگاهی را منتقل کند که موافق نگاه عرف ‏جامعه باشد. گاه بهترین تحلیل‌ها همین نگاه را به چالش ‏می‌کشند.‏

مقاله – یادداشت‌هایی که اغلب نگاه سیاسی روزنامه را ‏منتقل می‌کنند، در ستون سرمقاله چاپ می‌شوند و اغلب ‏توسط کارشناسان نوشته می‌شوند.‏

هرم وارونه

این شیوه‌ای کلاسیک و سنتی برای نوشتن خبر است. ‏خبرنگار خوب می‌تواند با استفاده از این شیوه خبری را در ‏چهار یا پنج پاراگراف منتقل کند، عناصر کلیدی خبر را بالای ‏خبر بیاورد و عناصر دیگر را به ترتیب اهمیت در ادامه خبر ‏بنویسد. در صورتی که دبیران به فضای بیشتری نیاز داشته ‏باشند، می‌توانند ته چنین خبری را حذف کنند.‏

اگر به چه کسی، چه چیزی، چه موقع، کجا، چرا و ‏چه گونه در دو پاراگراف اول جواب ندهید بقیه خبر باید ‏دست و پا بزنید تا مطلب را خواندنی نگه دارید.‏

پاراگراف اول، یعنی پاراگراف لید، حیاتی است. ‏باید به این سووالات جواب بدهد.‏

چه اتفاقی افتاده؟

چه کسانی درگیر ماجرا بوده‌اند؟

چه موقع اتفاق افتاده است؟

کجا اتفاق افتاده است؟

من از کجا می‌دانم؟ (منبع خبر)‏

اگر به چه کسی، چه چیزی، چه موقع، کجا، چرا و ‏چه گونه در دو پاراگراف اول جواب ندهید بقیه خبر باید ‏دست و پا بزنید تا مطلب را خواندنی نگه دارید.‏

در لید فقط اطلاعات کلیدی می‌آید. جزییات را ‏برای پاراگراف‌های پایینی نگه دارید. اسم اشخاص را – ‏مگر این که آدم‌های مهمی باشند – و سمت‌های طولانی ‏را در لید نیاورید. منبع خبر را باید در لید بیاورید چون در ‏همان لحظه اول منبع به خوانندگان ‌می‌گوید که خبر چه ‏قدر موثق است و اعتبار دارد. گاهی اوقات می‌توانید منبع ‏را در پاراگراف دوم هم بیاورید. اما بهتر است از آوردن ‏منبع بعد از پاراگراف دوم خودداری کنید.‏

پاراگراف دوم بهتر است به سووالاتی جواب بدهد ‏که در پاراگراف اول به آنها اشاره نشده است. مثل چرا و ‏چه گونه این اتفاق افتاده است.‏

و بعد از خودتان این سووال کلیدی را بپرسید:‏ (به بخش "چرا این خبر برای من مهم است؟ خب که چی؟" رجوع کنید.

چرا این خبر برای من مهم است؟ خب که چی؟

بافت و پیش‌زمینه خبر را مشخص کنید. برای ‏خوانندگان توضیح بدهید که چرا ارزشش را دارد که خبر را ‏بخوانند. ممکن است خبر به نظر شما جذاب باشد اما اگر به ‏نظر دیگران جذاب نباشد وقت‌تان را هدر داده‌اید.‏

در این مقطع، بعد از فقط چهار پاراگراف، می‌شود خبر ‏را در یک روزنامه یا سایت اینترنتی منتشر کرد و همه نکات ‏کلیدی را به خواننده منتقل کرد.‏

بعد از این که بخش‌های اصلی خبر را شرح دادید، به ‏نقل قول نیاز دارید تا بر اعتبار لیدی که نوشته‌اید بیفزایید و ‏آن را قوی کنید. نقل قول اعتبار خبرتان را زیاد می‌کند و به ‏آن اقتدار می‌بخشد. همچنین نشان می‌دهد چیزی که ‏نوشته‌اید بر اساس شواهد و مدرک بوده است

تعیین لید

نوشتن لیدی تمام و عیار برای خبری خوب حیاتی است ‏و می‌ارزد که برای نوشتن‌اش وقت بگذارید.‏

تصور کنید دارید ماجرا را پای تلفن ‏برای مادر بزرگتان تعریف می‌کنید.‏ ‏3

بعضی موقع‌ها، در خبری پیچیده، ممکن است نتوانید ‏همان لحظه اول لید را پیدا کنید. برای همین، سعی کنید با ‏رویکردهایی که در زیر به آنها اشاره شده لب کلام مطلب را ‏پیدا کنید و بعد بهترین راه را برای تعریف ماجرا انتخاب ‏کنید.‏

ایستگاه اتوبوس – تصور کنید در ایستگاه اتوبوسی ‏ایستاده‌اید و می‌خواهید خبری را سریع به گوش دوستتان ‏برسانید که سوار اتوبوس است و اتوبوس دارد حرکت ‏می‌کند. باید داد بزنید و اصل ماجرا را قبل از این که دیگر ‏نتواند صدای‌تان را بشنود برایش بگویید.‏

‏2. مادر بزرگ – تصور کنید دارید ماجرا را پای تلفن ‏برای مادر بزرگتان تعریف می‌کنید.‏

‏3. رفیق – به سووالی که رفیق‌تان از شما می‌پرسد ‏جواب بدهید، "قضیه چی بود؟ الان برایت می‌گم، ..."‏

‏4. تیتر – اول تیتر را بنویسید. چون فکرتان را روی نقاط ‏کلیدی متمرکز می‌کند.‏

مثال:

رهبر شورشیان شاه را با گلوله کشت، شاهدان عینی ‏می گویند

‏5. کلید واژه –کلید واژه تعیین کنید و لید را پیرامون ‏آن بسازید: ‏

‏"شورش"‏

رویکردهای مختلف برای نوشتن لید

لیدهایی که نیازی نیست شخصیت ماجرا را در آن ‏معرفی کنید

لیدهای جمع‌بندی کننده

لید چند بخشی

لیدهای تفسیری

با استفاده از نظرات دیگران پیامدهای یک رویداد را ‏توضیح می‌دهد.‏

وقتی چنین لیدهایی می‌نویسید مطمئن بشوید مدارک و ‏شواهدی که دارید در بالای خبر آورده شود – مثلا در ‏پاراگراف سوم و چهارم – و در صورت امکان نام منبع را هم ‏ذکر کنید.‏

منبع در لید

عموماً منبع در انتهای لید می‌آید.‏

چند راه برای بهبود لید

‏- از افعال معلوم استفاده کنید، نه مجهول. این طوری ‏صریح‌تر و کوتاه‌تر است.‏

بهتر است بنویسید آژانس آوارگان سازمان ملل تا این ‏که بنویسید کمیسیون عالیرتبه سازمان ملل متحد در امور ‏آوارگان (یو ان اچ سی آر).‏

تعیین لید

نوشتن لیدی تمام و عیار برای خبری خوب حیاتی است ‏و می‌ارزد که برای نوشتن‌اش وقت بگذارید.‏

تصور کنید دارید ماجرا را پای تلفن ‏برای مادر بزرگتان تعریف می‌کنید.‏ ‏3

بعضی موقع‌ها، در خبری پیچیده، ممکن است نتوانید ‏همان لحظه اول لید را پیدا کنید. برای همین، سعی کنید با ‏رویکردهایی که در زیر به آنها اشاره شده لب کلام مطلب را ‏پیدا کنید و بعد بهترین راه را برای تعریف ماجرا انتخاب ‏کنید.‏

ایستگاه اتوبوس – تصور کنید در ایستگاه اتوبوسی ‏ایستاده‌اید و می‌خواهید خبری را سریع به گوش دوستتان ‏برسانید که سوار اتوبوس است و اتوبوس دارد حرکت ‏می‌کند. باید داد بزنید و اصل ماجرا را قبل از این که دیگر ‏نتواند صدای‌تان را بشنود برایش بگویید.‏

‏2. مادر بزرگ – تصور کنید دارید ماجرا را پای تلفن ‏برای مادر بزرگتان تعریف می‌کنید.‏

‏3. رفیق – به سووالی که رفیق‌تان از شما می‌پرسد ‏جواب بدهید، "قضیه چی بود؟ الان برایت می‌گم، ..."‏

‏4. تیتر – اول تیتر را بنویسید. چون فکرتان را روی نقاط ‏کلیدی متمرکز می‌کند.‏

مثال:

رهبر شورشیان شاه را با گلوله کشت، شاهدان عینی ‏می گویند

‏5. کلید واژه –کلید واژه تعیین کنید و لید را پیرامون ‏آن بسازید: ‏

‏"ش

‏- خبر را با سووال شروع نکنید. این شیوه گاه در ‏گزارش‌نویسی استفاده می‌شود.‏

‏- از عبارات، سمت‌های مخفف‌شده و اسامی طولانی ‏افراد و مکان‌ها استفاده نکنید مگر این که شناخته شده باشند.‏

‏- تنها زمانی در لید از نقل قول استفاده کنید که بسیار ‏نامتعارف و دراماتیک باشد.‏

‏- سعی کنید از زمان حال ساده استفاده کنید.‏

نکات کلیدی در نوشتن خبر

‏- دقت – اگر اطلاعات اولیه را درست ننویسید، کسی ‏چیز‌های دیگری را که نوشته‌اید باور نخواهد کرد.‏

هیچ‌وقت فکر نکیند که خوانندگان شما از قبل درباره ‏خبری که نوشته‌اید چیزهایی می‌دانسته‌اند. هربار که خبری را ‏می‌نویسید - حتی اگر آن خبر چند روزی سرِ زبان‌ها بوده ‏باشد - باید به اندازه کافی پیش‌زمینه و پیشینه و توضیحات ‏بدهید. تصور کنید دارید برای کسی خبر می‌نویسید که چند ‏ماهی در سفر خارج بوده و تازه امروز صبح از سفر برگشته ‏است.‏

‏- ذهن‌تان باز باشد – هیچ وقت فکر نکنید که فلانی ‏درست می‌گوید و فلانی اشتباه.‏

‏- شفافیت – اسیر اعداد و جزییات نشوید. از زبان ساده ‏و صریح استفاده کنید

‏- نقل قول‌ها – همیشه به دنبال نقل قول‌های خوب و ‏رنگ‌دار بگردید

‏- بخش‌های مختلف خبری را که دارید می‌نویسید به ‏طور منطقی به یکدیگر ربط بدهید

تعادل – مطمئن شوید غرض‌ورزی نمی‌کنید و نظرات ‏خود را به خبر تزریق نمی‌کنید.

‏- رنگ – جزییات خبر را زنده می‌کند، آدم‌ها را ‏واقعی‌تر جلوه می‌دهد و به خواننده نشان می‌دهید که شما ‏واقعا در محل حضور داشتید.‏

پیشینه – پیشینه برای همه خبرهایی که می‌نویسید ‏ضروری است

اگر از رسانه‌های دیگر خبری برمی‌دارید باید این کار را ‏خیلی به ندرت انجام بدهید، فقط به سراغ رسانه‌های

منابع خبر

به عنوان قاعده‌ای کلی، هر چه تعداد منابع‌تان برای ‏نوشتن خبر بیشتر باشد بهتر است. هر چه اهمیت خبری که ‏می‌نویسید بیشتر باشد این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند ‏که خبرتان منابع قرص و محکم داشته باشد و نام منابع آورده ‏شود.‏

معتبر ‏بروید و منبع خبر را ذکر کنید

با منابع خبری خود منصف باشید، هم به خاطر منافع ‏خودتان و هم به خاطر منافع آنها

- منابع دولتی – بیانیه‌های دولتی، سازمان‌های دولتی، بانک مرکزی، و سایر منابع دولتی عموما با وسواس ادا می‌شوند و ‏کلمات به طور دقیق به کار گرفته می‌شوند. اما اغلب باید به دنبال جزییات بیشتر باشید و اصطلاحا منابع را "بدوشید" چون به ‏هر حال آنها مطمئن‌ترین منابعی هستند که در اختیار دارید اگر چه ممکن است نتوانید تصویری کامل از ماجرا را از آنها ‏بیرون بکشید.‏

‏- کارشناسان، دانشگاهیان – این ها اغلب جزو بهترین منابع هستند چون اغلب مستقل هستند برای همین می‌توانند ‏بی‌طرفانه در اختیارتان اطلاعات بگذارند. اطلاعاتی که راحت نیست از دولتی‌ها کسب کنید.‏

‏- منابع خارجی – دیپلمات‌ها، سازمان‌های غیردولتی، سازمان ملل و زیرشاخه‌های آن،

شرکت‌های خارجی. این‌ها اغلب ‏به درد می‌خورند چون کشور را خوب می

گزارش

گزارش‌ها ربطی به زمان ندارند و می‌توانند کاملا بدون ‏توجه به زمان اتفاق نوشته شوند. همچنین می‌توانند اخبار روز ‏را همراهی کنند.‏

رویکردهای مختلف در گزارش نویسی

یک رویکرد در گزارش نویسی این است که تصور ‏کنید یک دوربین ماهواره‌ای هستید که دارید از فضا به زمین ‏نگاه می‌کنید. [تصور کنید می‌خواهید ببینید تاثیر زلزله در ‏یک شهر چه گونه بوده است.] ممکن است دوربین اول روی ‏فردی زوم شده باشد و شخصیت و ویژگی‌های او را برجسته ‏کرده باشد. اما بعد دوربین که کمی باز می‌شود خانواده فرد ‏را می‌بینید که پیرامون او را گرفته‌اند و مشخص می‌شود که ‏مثلا واقعه تا چه اندازه روی آنها تاثیر گذاشته است. ‏

وقتی دوربین باز هم باز تر می‌شود شهر نمایان می‌شود ‏و سرانجام دوربین باز هم بازتر می‌شود و ایالت یا کشور را ‏نشان می‌دهد. ‏

لب کلام گزارش را در گزارشی که می‌نویسید مدفون ‏نکنید چون ممکن است خوانندگان خسته بشوند و از خیر ‏خواندن گزارش بگذرند. ‏

راه‌های بیشمار دیگری هم برای روایت یک گزارش ‏وجود دارد. در این جا به چند تا از این راه‌ها اشاره شده ‏است.‏

صاف و پوست کنده –داستان را صاف و پوست کنده ‏از اول تا آخر تعریف کنید، درست مثل خبر، به شرط این ‏که سوژه گزارش به اندازه کافی جذاب باشد.‏

‏- صاف بزنید توی خال – وقتی در همان شروع روی ‏اتفاقی دراماتیک زوم بشوید توجه خواننده را جلب

می‌کنید.‏

با تاخیر – نقطه اوج داستان کمی دیرتر می‌آید. چند ‏پاراگراف پایین‌تر. اما زیاد هم طولش ندهید.‏

لب کلام گزارش را در گزارشی که می‌نویسید مدفون ‏نکنید چون ممکن است خوانندگان خسته بشوند و از خیر ‏خواندن گزارش بگذرند. حداکثر در پاراگراف چهارم بروید ‏سر اصل مطلب. ‏

‏- تاریخی – این نوع گزارش‌ها با یک اتفاق تاریخی ‏شروع می‌شود.‏

‏- روایی – این شیوه داستان را از اول تا آخر به همان ‏ترتیبی که اتفاق افتاده تعریف می‌کند. این شیوه می‌تواند ‏توجه خواننده را جلب کند اما باید سریع به نقطه‌ای برسید ‏که بتوانید توجه خواننده را تا پایان گزارش نگه دارید. ‏

فکاهی – شوخی کردن کار راحتی نیست. اما اگر گاه ‏از آن استفاده بشود می‌تواند به کار بیاید.‏

اما هر جا ‏اطلاعاتی ارایه می‌شود باید به طور شفاف بیان بشود که این ‏اطلاعات از کجا آمده است.‏

تحلیل

تحلیل فرصتی است برای نگاهی عمیق و از زوایای ‏مختلف به موضوعی خبری یا موضوعی که برای خوانندگان ‏جالب باشد اما الزماً خبری نباشد.‏

‌ش

مصاحبه

آماده سازی – تا جایی که می‌توانید درباره فرد و ‏موسسه‌ای که می‌خواهید با او مصاحبه کنید پیشینه و ‏اطلاعات به دست بیاورید. وگرنه وقت‌تان به پرسیدن ‏سووال‌های ساده و بدیهی می‌گذرد. اگر خود را آماده کرده ‏باشید به مصاحبه شونده نشان خواهید داد که شما هم "مشق ‏خود را نوشته‌اید." در نتیجه مصاحبه شونده به قابلیت‌های ‏شما بیشتر اعتماد می‌کند و اطلاعات بیشتری را در اختیارتان ‏می‌گذارد.‏

صندلی‌تان را طوری نگذارید که با مصاحبه شونده رو در رو ‏بشوید. ممکن است اذیت بشود. صندلی را کمی عقب ‏بکشید، یک مقدار به گوشه بروید، و تکیه بدهید. ‏

‏- از پیش سووال‌ها را ببینم. – اگر مصاحبه شونده‌ای ‏اصرار دارد که سووال‌ها را از پیش ببیند اگر راهی ندارید ‏سووال‌ها را به او نشان بدهید اما این دلیل نمی‌شود که وقتی ‏مصاحبه شروع شد فقط همان سووال‌ها را از او بپرسید.‏

‏- سلام و علیک – چند دقیقه اول را به صحبت درباره ‏چیزهای کلی بگذارید

نام‌ها و سمت‌ها را حتما چک کنید

‏- نگاه، حرکات دست و صورت – صندلی‌تان را ‏طوری نگذارید که درست با او رو در رو بشوید. ممکن ‏است اذیت بشود. صندلی را کمی عقب بکشید، یک مقدار ‏به گوشه بروید، و تکیه بدهید. گاه نگاهی رد و بدل کنید.‏

‏- سووال سخت‌ها را اول نپرسید – ممکن است باعث ‏بشود مصاحبه شونده اذیب بشود و حالت دفاعی بگیرد یا ‏مصاحبه را متوقف کند. سووال سخت‌ها را نگه دارید تا ‏لااقل پاسخ چند تا سووال را گرفته باشید و چیزی برای ‏نوشتن داشته باشید.‏

‏- سووال‌ها کوتاه باشد - قصد شما این است که از ‏مصاحبه شونده اطلاعات بگیرید نه این که پز بدهید چه قدر ‏باهوش هستید یا چه قدر می‌دانید. ‏

‏- از سووالات باز استفاده کنید نه بسته. سوالات بسته ‏عموما با فعل شروع می‌شوند و جواب‌شان هم اغلب بله یا ‏خیر است

‏- چیز دیگری هست که بخواهید بگویید؟ - در پایان ‏هر مصاحبه‌ای این سووال را از خود بپرسید. گاهی اوقات ‏مصاحبه شونده‌ها اطلاعاتی دارند که شما نمی‌دانید.

‏- از سکوت استفاده کنید – تا مصاحبه شونده ساکت ‏شد به طور اتوماتیک سووال دیگری را مطرح نکنید

‏- از این که چند تا سووال را با هم بپرسید پرهیز کنید – ‏مصاحبه شونده خیلی راحت، ساده‌ترین سووال را جواب ‏می‌دهد

ناس

مصاحبه

آماده سازی – تا جایی که می‌توانید درباره فرد و ‏موسسه‌ای که می‌خواهید با او مصاحبه کنید پیشینه و ‏اطلاعات به دست بیاورید. وگرنه وقت‌تان به پرسیدن ‏سووال‌های ساده و بدیهی می‌گذرد. اگر خود را آماده کرده ‏باشید به مصاحبه شونده نشان خواهید داد که شما هم "مشق ‏خود را نوشته‌اید." در نتیجه مصاحبه شونده به قابلیت‌های ‏شما بیشتر اعتماد می‌کند و اطلاعات بیشتری را در اختیارتان ‏می‌گذارد.‏

صندلی‌تان را طوری نگذارید که با مصاحبه شونده رو در رو ‏بشوید. ممکن است اذیت بشود. صندلی را کمی عقب ‏بکشید، یک مقدار به گوشه بروید، و تکیه بدهید. ‏

‏- از پیش سووال‌ها را ببینم. – اگر مصاحبه شونده‌ای ‏اصرار دارد که سووال‌ها را از پیش ببیند اگر راهی ندارید ‏سووال‌ها را به او نشان بدهید اما این دلیل نمی‌شود که وقتی ‏مصاحبه شروع شد فقط همان سووال‌ها را از او بپرسید.‏

‏- سلام و علیک – چند دقیقه اول را به صحبت درباره ‏چیزهای کلی بگذارید

نام‌ها و سمت‌ها را حتما چک کنید

‏- نگاه، حرکات دست و صورت – صندلی‌تان را ‏طوری نگذارید که درست با او رو در رو بشوید. ممکن ‏است اذیت بشود. صندلی را کمی عقب بکشید، یک مقدار ‏به گوشه بروید، و تکیه بدهید. گاه نگاهی رد و بدل کنید.‏

‏- سووال سخت‌ها را اول نپرسید – ممکن است باعث ‏بشود مصاحبه شونده اذیب بشود و حالت دفاعی بگیرد یا ‏مصاحبه را متوقف کند. سووال سخت‌ها را نگه دارید تا ‏لااقل پاسخ چند تا سووال را گرفته باشید و چیزی برای ‏نوشتن داشته باشید.‏

‏- سووال‌ها کوتاه باشد - قصد شما این است که از ‏مصاحبه شونده اطلاعات بگیرید نه این که پز بدهید چه قدر ‏باهوش هستید یا چه قدر می‌دانید. ‏

‏- از سووالات باز استفاده کنید نه بسته. سوالات بسته ‏عموما با فعل شروع می‌شوند و جواب‌شان هم اغلب بله یا ‏خیر است

‏- چیز دیگری هست که بخواهید بگویید؟ - در پایان ‏هر مصاحبه‌ای این سووال را از خود بپرسید. گاهی اوقات ‏مصاحبه شونده‌ها اطلاعاتی دارند که شما نمی‌دانید.

‏- از سکوت استفاده کنید – تا مصاحبه شونده ساکت ‏شد به طور اتوماتیک سووال دیگری را مطرح نکنید

‏- از این که چند تا سووال را با هم بپرسید پرهیز کنید – ‏مصاحبه شونده خیلی راحت، ساده‌ترین سووال را جواب ‏می‌دهد

‏- گروهی کار کنید – در نشست های خبری سخت ‏است که بتوانید به دنبال سووالی که پرسیده‌اید سووال ‏دیگری را مطرح کنید

‏- دمِ در – سعی کنید وقتی اعضای کنفرانس یا نشست ‏خبری دارند سالن را ترک می‌کنند یا قبل از این که وارد ‏سالن بشوند به سراغ‌شان بروید. خیلی‌ها خوشحال هم ‏می‌شوند تا به سووال‌های شما پاسخ بدهند و جزییات بیشتری ‏در اختیارتان بگذارند.‏

‏- دنبال خبرنگارهایی باشید که در حوزه‌شان متخصص ‏هستند

کار با اعداد

خبرنگارها در هر حوزه‌ای که کار کنند اغلب با اعداد ‏سر و کار دارند. یک دلیلش این است که اخبار تجاری و ‏مالی اغلب جزو اتفاقات مهم روز است. برخی از خبرنگارها ‏وقتی نگاه‌شان به اعداد می‌افتد خشک‌شان می‌زند و این را ‏هم می‌گویند که خبرنگار + اعداد = اشتباه.‏

‏- دنبال زوایای انسانی باشید – آدم‌ها دوست دارند ‏درباره آدم‌ها بخوانند

‏- به جای عدد از کسر و درصد استفاده کنید – نیم ‏میلیون بهتر از 500،000 نفر است. اعداد کامل را به ندرت ‏استفاده کنید و سعی کنید در لید نیاورید.‏

ند اما از بعدی خارجی.‏

ورش"‏

.‏

خبر رویترزی که در زیر می‌خوانید نشان می‌دهد چه ‏طور به سووالات اصلی‌ پاسخ داده شده است. همین‌طور، این ‏که منبع خبر چه طور آورده شده است. در پاراگراف دوم ‏بافت و پیش‌زمینه خبر نوشته شده و در پاراگراف سوم نقل ‏قولی آورده شده که خبر را محکم کرده است.‏

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:6  توسط ahmad  | 


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:44  توسط ahmad  | 

با سمه تعالی

ملزومات كار حرفه اي درتولید برنامه های زنده  در شبکه های بین المللی خبری
بخش اول عوامل نیروی انسانی
1- ازمجریان حرفه اي كه درزمینه های مختلف سیاسی ،اقتصادی وفرهنگی اطلاعات پایه ای وسیع دارند استفاده می شود.
2- همکاران فنی برنامه  تخصص لازم را برای بهره گیری  ازامکانات ارتباطات مستقیم ماهواره ای و تلفنی دارند .
3- مجری ازاصول شناخته شده جهاني دراجرای برنامه  بهره مي گيرد
مهم ترین موارد این اصول عبارتند از :
الف : مجری درسراسربرنامه تلاش می کند خود را بی طرف نشان دهد این بی طرفی به معنای خنثی بودن در طول زمان پخش برنامه نیست بلکه او فعالانه می کوشد جهت دهی برنامه را به سمت هدف طراحی شده از پیش هدایت کند .
ب : مجری ازاظهارنظرکارشناسی علیه یا له یک موضوع اجتناب می کند و معمولا سعی دارد با طرح سئوال های بجا جهت گیری برنامه را به سمتی که طراحی شده است بکشاند.  
از انجا که مجری نمادی از شبکه است موضع گیری مستقیم او در یک موضوع به عنوان طرفداری ازیک جریان یا یک نگاه تلقی می شود که درنهایت موجب کاهش اعتبار شبکه در نزد مخاطب می گردد. به همین دلیل سفارش می کنند مجری بصورت غیرمستقیم جریان بحث را هدایت کند.
ج : مهم ترین کار مجری در شبکه های بین المللی تقسیم دقیق وقت ، ممانعت از خروج از بحث اصلی توسط میهمانان برنامه و پاس کاری بحث بین دو یا چند طرف به گونه ای که دیدگاه های شبکه در نهایت بصورت غیرمستقیم در بحث های مطرح شده القاء شود
5- تیم اجرا اعم از تهیه کننده ، کارگردان ، تصویربردار، صدابردار، نورپردازو مسئول گرافیک  و صحنه ارایی همه حرفه ای انتخاب می شوند و نسبت به محتوا و اهداف اصلی برنامه کاملا آشنا هستند .  همه آنها اطلاع دارند که باید با سردبیربرنامه کاملاهماهنگ باشند .
د : ارتباط با خبرنگاران  شبکه درمنا طقی که موضوع بحث برنامه است از طریق تلفن یا ماهواره و انجام مصاحبه با انها و یا پخش گزارش های مربوط به موضوع برنامه که توسط خبرنگار شبکه  تهیه شده است
ه : مهندسین فنی پخش نیزعواملی حرفه ای وکاملاهماهنگ با بخش محتوایی انتخاب می شوند
بخش دوم تجهیزات
1- درشبکه های خبری بین المللی برای اجرای برنامه های زنده بهترین تجهیزات ماهواره ای  و تعداد قابل توجهی خطوط ازاد تلفن برای انجام مصاحبه یا اظهارنظربینندگان و نیزدکورهای واقعی یا مجازی پیشرفته به منظور جذب بیشتر مخاطب برای همراهی با برنامه استفاده می شود .در این برنامه ها معمولا نقش صدابردار که می خواهد هم زمان چندین صدا را با هم بصورت زنده هماهنگ کند از کارگردان تصویری نیز بیشتر می شود .
2- استفاده از وسایل پیشرفته تصویر برداری در استدیو واقعی یا مجازی و ارائه جلوه های تصویری مستلزم به کار بردن تجهیزات بسیار پیشرفته رایانه ای است که بر جذابیتهای برنامه می افزاید.
بخش سوم : سیاست گذاری های برنامه
 1- سردبیر برنامه درکلیه مسائل اعم ازمحتوایی واجرا مسئول است و همه کارها دراستودیو زیرنظراوهماهنگ می شوند براین اساس همه عوامل برنامه فقط گوش به فرمان اوهستند.
2- اهداف کلی برنامه و اهداف جزئی هر برنامه برای دست اندرکاران برنامه کاملا توضیح داده می شود و انها باید در مورد حساسیتها و باید ها و نباید ها کاملا اشنا باشند. اگر مواردی برای ملاحظات کاری وجود دارد از قبل حتما به افراد مربوطه گوشزد می شود.
3- جلب اعتماد مخاطب اصل اساسی در همه برنامه های شبکه ازجمله برنامه های زنده است به این منظور رعایت نکات ذیل اهمیت اساسی دارد
الف : چند جانبه نگری به یک موضوع
روشن است برای آنکه بتوانیم مخاطب را با خود همراه کنیم لازم است در مورد موضوع مورد بررسی تنها بردرست بودن یک دیدگاه واحد تاکید نکنیم بلکه اولا تلاش کنیم ازافراد مختلف با دیدگاه های متفاوت درموضوع مورد بحث دعوت کنیم و ثانیا بحث را به گونه ای هدایت نمایم که مخاطب عام تصور کند قصد ما پاسخ دادن به سئوالات او وروشن کردن اذهان عمومی است در این صورت به ما اعتماد می کند و با ما همراه می شود .
بدیهی است که تکنیک کار توسط سردبیر و مجری در انتخاب افراد و چینش سئوال ها به گونه ای خواهد بود که در جمع بندی بحث انچه که هدف برنامه بوده است محقق شود .
ب : تا کید بر نمایش یا نشان دادن بی طرفی شبکه برای مخاطب و نگاه افشاگرانه داشتن در مسائلی که معمولا سایر شبکه ها به دلایل مختلف به ان نمی پردازند .
این بی طرفی می تواند با استفاده از تکنیکهای مختلف ازجمله همزاد پنداری ،قرینه سازی و القاء غیر مستقیم پیام  انجام شود.
ج: فضاسازی منا سب برای اقناع (قانع شدن) یا القاء (ارسال پیام وباورپذیرکردن آن ) ویا ارضا ء (راضی شدن ) مخاطب  که هر سه مرحله به ترتیب  اهمیت اولویت دارند
این فضا سازی در برنامه از طریق شکل و محتوی برنامه بوجود می اید . نور، صدا ،ترکیب رنگها ،دکور وتصاویر گرافیکی در شکل برنامه تاثیر تعین کننده دارند و مجری و میهمانان و گزارش های تکمیلی در محتوی برنامه نقش کلیدی ایفا می کنند که ترکیب مناسب انها فضای لازم را برای اقناع یا القاء پیام و یا  خشنودی و راضی شدن مخاطب بوجود می اورد .
د: ایجاد مفاهمه مشترک با مخاطب
دربخش های مختلف  شبکه های خبری بویژه دربرنامه های زنده تلاش می شود ازطریق مطالعه دقیق برروحیات ، ُخلقیات ، عادتها و باورها وگرایش های فکری اکثریت مخاطبان  عام برنامه جهت گیری ها و چگونگی ارائه برنامه به گونه ای انتخاب شود که اکثریت مخاطبان  با برنامه همراه شوند . درواقع این همراهی درمرحله اول با جلب نظرمخاطب و درمرحله دوم ازطریق همراه شدن با برنامه و درنهایت با توجه کردن مخاطب به انچه که ارائه می گردد ، کامل می شود .
 اگراین سه مرحله تحقق یابد درواقع مفاهمه یا فهم مشترک بین مخاطب و برنامه به دست امده است . دراین سه مرحله مخاطب لازم نیست به مرحله بالاتر که اقناع یا القاء و یا ارضاء پیام است ، رسیده باشد. همینقدر که مخاطب با برنامه همراه شود و به اصطلاح به شبکه دیگر نرود موفقیت برنامه حاصل شده است . طبیعی است که برای طی مراحل بعدی می توان بر روی ذائقه مخاطبان نیز کار کرد .
بر اساس آنچه که گفته شد برای شبکه های خبری علاوه بر آنکه به زبان قابل فهم برای مخاطب برنامه پخش می شود تلاش می کنند مخاطب با شبکه همراه شده و به درک مشترکی در مورد تحولات روز جهان دست یابند . در این مسیر این مخاطب است که باید با شبکه همراه شود اما شبکه هم برای همراه شدن مخاطب باید به نیازها ،حسالسیتها ،کنجکاوی ها و خلاصه هر آنچه که برای اکثریت مخاطبان اهمیت دارد توجه کند و تا انجا که با سیاستهای شبکه در تعارض نباشد ،تامین گردد .
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 22:24  توسط ahmad  | 

خبر به روایت شهرزاد قصه گو

نوشته برمک بهره مند

قصه و قصه گویی کسبی است که همیشه رونق داشته و این روزها که بیشتر از هر زمان دیگری دوست داریم درباره ‏دور و برمان بدانیم قصه گویی همچنان پررونق است. چه خوب اگر این قصه ها واقعی هم باشد

دنیای واقعی پر از قصه‌های ناگفته است. می‌گویید نه، به دور و بر خود نگاه کنید:

1- قصه تنها زن مسلمانی که در بیت‌المقدس راننده تاکسی است.

2- قصه نوجوان سودانی که برای آینده بهتر به مصر مهاجرت کرده اما اسیر باندهای خیابانی می‌شود و سرانجام به دست ‏آنها به قتل می‌رسد.

3- قصه گرم شدن هوای زمین که یکی از دلایل بروز قحطی در دارفور بوده و حالا سازمان ملل می‌گوید این قحطی ‏باعث کشمکش بین عرب‌ها و بومیان سودانی شده. تاکنون بیش از 250 هزار نفر در این درگیری‌ها کشته شده‌اند.

4- قصه یک گالری دار عراقی که علی رغم همه کشت و کشتارها گالری خود را در بغداد باز نگه داشته و نقاشی‌هایی با ‏مضمون صلح و امید به دیوار آویخته است.

5- قصه کوبیدن پرچم روسیه در عمق 4500 متری آب‌های قطب شمال به طمع نفت و گازی که شاید استخراجش چند ‏دهه دیگر سودآور شود و در عین حال خبر از اقتدار شیری نیمه خفته می‌دهد. می‌گویید قهرمان این داستان کیست؟ همان ‏زیردریایی که می‌تواند تا عمق 4500 متری پایین برود و بازوی مکانیکی آن پرچم فلزی روسیه را بر بستر اقیانوس منجمد ‏شمالی فرو بکند.

6- قصه رییس جمهور ایران که دور کره زمین با دشمنان ایالات متحده دست دوستی می‌دهد و مناسبات کشورش را با ‏جاهایی گسترش می‌دهد که هزارها کیلومتر از ایران دور هستند و دین، کیش و آیین دیگری دارند.

7- قصه یک عکاس حیات وحش که سرانجام تمساحی تکه پاره‌اش می‌کند.

8- قصه مبارزه با کسانی که می‌گویند اراذل و اوباش هستند و شکل مبارزه با آن‌ها اعتراض خیلی‌ها را برانگیخته.

9- قصه مردم سومالی که به دنبال تغییر و بیرون آمدن از فقر و کنار زدن فساد حکومتی به پای صندوق‌های رای می‌روند.

می‌پرسید کدامیک از قصه‌های واقعی روایت کردنی هستند؟ نگاهی به همان ارزش‌های خبری کلاسیک بیندازید:

قصه‌ای که

1- تازه باشد‏

2- مهم باشد‏

3- تاثیرگذار باشد‏

4- درباره کشمکش‌ها باشد

5- درباره آدم‌های مشهور باشد

6- درباره مواضع قدرت و قدرت‌مندان باشد

7- مردم به دانستنش تمایل داشته باشند‏

8- ابعاد آن با حد معمول فرق کند‏

9- در دور و بر ما اتفاق افتاده باشد‏

10- با موضوع آن کم و بیش آشنا باشیم و حالا بخواهیم درباره‌اش بیشتر بدانیم

11- غافلگیرمان کند‏

12- در دسترس باشد‏

13- که بفروشد‏

14- ناگوار باشد‏

می‌پرسید در دنیای واقعی چه کسی قصه‌گوی بهتری است؟ درست مثل روزنامه‌نگارهای خوب، کسی که ‏

1- دقت‏

2- انصاف‏

3- و بی‌طرفی را رعایت می‌کند

کسی که ‏

1- منابع خود را به درستی درج می‌کند

2- داستان‌هایی را که دیگران نوشته‌اند نمی‌‌دزدد

3- به کسی توهین نمی‌کند

4- داستانی را از خودش در نمی‌آورد

5- رشوه نمی‌گیرد.

می‌پرسید چه طور یک داستان واقعی بنویسیم؟‏

بد نیست اول ببینیم اصلا یک داستان چه بخش هایی دارد:

1- طرح (Plan)

اگر بخواهید داستانی را در یک جمله تعریف کنید در واقع دارید طرح آن را تعریف می کنید:

یک زن مسلمان که هم زن است و هم مسلمان در بیت المقدس که کلی جمعیت یهودی دارد راننده تاکسی شده است و دارد زندگیش را از این راه می چرخاند.

2- شخصیت‌ و کاراکترهای داستان (Personalities)

داستان ها اغلب یک شخصیت کلیدی دارند که حتما هم نباید آدم باشد و می‌تواند مثلا همان زیردریایی روس یا یک ‏داروی جدید باشد.

یک زیردریایی که دارد پرچم روسیه را می کوبد به قعر اقیانوس منجمد شمالی

یک داروی جدید که کمک می کند تا آنهایی که ایدز دارند بیشتر زنده بمانند.

فضاسازی (Setting)

در داستان‌نویسی فضا یعنی زمان و مکان. صحنه‌ تاتری را در نظر بگیرید که نمایشی در آن اجرا می‌شود.

وقتی می‌خواهید قصه زن مسلمان راننده تاکسی در بیت‌المقدس تعریف کنید بد نیست به زمانی اشاره کنید که او دارد با ‏تاکسی خود از کنار مسجد قدس می‌گذرد. یا درکافه پاتوق راننده تاکسی‌ها رفته قهوه بخورد و دور و برش همه مرد و یهودی ‏هستند و

در داستان زیردریایی روس، اقیانوس منجمد شمالی، عمق 4500 متری بستر اقیانوس فضایی است که داستان دارد در آن اتفاق می افتد.

3- گره و گره گشایی (Conflict and Resolution)

در قصه راننده تاکسی آیا زن مسلمان می‌تواند به کار خود در بیت المقدس ادامه بدهد؟ آیا ‏زنان دیگری هم به دنبال او خواهند آمد و بر تعداد راننده تاکسی های زن مسلمان بیت المقدس افزوده خواهد شد؟ آیا مسلمانان بیشتری به جمع مسلمانان بیت‌المقدس خواهند پیوست و شهر را ‏مسلمان‌نشین‌تر خواهند کرد؟ ...

4- تعلیق (Suspence)

یعنی انتظار برای این که بفهمیم سرانجام قصه چه می‌شود (از همان موقعی ای که سومالی‌ها برای کنار زدن ‏رهبران فاسد و نجات از فقر برنامه های انتخاباتی خود را شروع می کنند تا به طور گسترده در انتخابات شرکت کنند تا زمانی که انتخابات تمام می‌شود و حتی ‏تا چند ماه بعد که مشخص می‌شود کسانی که انتخابات را برده‌اند چه قدر به شعارهای خود وفادار مانده‌اند چیزی به نام ‏‏«تعلیق» خوانندگان را وامی‌دارد تا قصه سومالی ها را دنبال کنند.

5- نقطه اوج داستان (Climax)

زمانی که عکاس حیات وحش سرانجام به دست تمساحی تکه پاره می‌شود، یا

راننده زن مسلمان ‏می‌گوید با تمام ناراحتی‌ها حاضر نیست کار خود را رها کند، و خلاصه داستان به اوج می رسد و تکلیف آن یک جورهایی مشخص می شود.

وقتی ماجراها و داستان ها را پیدا کردید می توانید به توجه به چهار عنصر زیر یک داستان خبری بنویسید:

1- اطلاعات‏

2- گفت و گو با آدم‌ها (نقل قول‌ها)

3- پیشینه و توضیحات و پیش زمینه خبر (تا داستان بهتر درک بشود و ابعاد دراماتیک آن بهتر مشخص بشود)

4- رنگ و جزییات (رنگ و جزییات داستان را به تصویر می‌کشد و آن را به یاد ماندنی می‌کند)

اطلاعات (Facts)

برای این که توضیح بدهید قضیه زیردریایی روسیه که راهی قطب شمال شده به کجا رسیده است به یک سری اطلاعات و آخرین تحولات نیاز دارید که باید آنها را در اختیار مخاطبان قرار بدهید.

نقل قول‌ها (Quotations)

داستان‌ها اغلب درباره آدم‌ها هستند بگذارید صدای آن‌ها در داستانی که می‌نویسید شنیده شود. سعی کنید در هر داستان خبری که می نویسید دو یا سه نقل قول داشته باشید. هر نقل قول یک جمله هم که باشد کافی است.

رنگ و جزییات (Colour)

رنگ و جزییات می‌تواند کمک کند تا فضای داستان را به تصویر بکشید: اتوبوس زردرنگ مدرسه ‏که روی پل تخریب شده رودخانه می‌سی‌سی‌پی در مینیاپولیس معلق مانده، ... چاوز در حالی که دست روی شانه احمدی‌نژاد ‏گذاشته از دوستی دو کشور می‌گوید، ...

پیشینه و توضیحات (Background and Context)

پیشینه، توضیحات و ارایه پیش زمینه داستان کمک می‌کند ابعاد دراماتیک داستان مشخص شود: عکاس حیات وحش بیشتر ‏از یک دهه بود که از حیوانات عکس می‌انداخت یا برای اولین بار است که چنین انتخابات پرشوری در سومالی برپا ‏می‌شود... یا رییس جمهور روسیه پس از 60 سال به ایران آمد یا این بلندترین ساختمان در جهان است که در دوبی ساخته می‌شود.

در داستانی که می‌نویسید باید این عناصر را ‏در هم ببافید و هر جا لازم بود مقداری اطلاعات بعد، مقداری پیشینه، یک نقل قول اینجا و یک نقل قول آنجا.

نکته کلیدی در نوشتن یک قصه واقعی این است که از خود بپرسید:

1- ماجرا از چه قرار است؟‏

2- قصه‌ای که دارم تعریف می‌کنم چرا اهمیت دارد؟

پس بهتر است از همان اول یک «طرح» داشته باشید. یعنی در یک یا دو جمله در ذهن تان قصه را تعریف کنید.

روسیه می خواهد به منابع نفت شمال دسترسی پیدا کند برای همین قبل از دیگران یک زیردریایی خود را به عمق 4 هزار متری اقیانون منجمد شمالی فرستاده است. تحلیل گران می گویند با این اقدام نمادین روسیه نمی تواند به این منابع دست یابد.

اگر بخواهیم روزنامه‌نگاری را در یک جمله خلاصه کنیم شاید بتوانیم بگوییم، روزنامه‌نگاری یعنی پیدا کردن ‏داستان‌های واقعی

وقتی داستان ها را صید کردید می توانید آن ها را ثبت کنید. چه در قالب خبر، گزارش، مصاحبه، ...

چه در قالب عکس (مثل عکس کیوین کارتر از کودک بیافرایی که هنوز زنده است اما کرکسی در انتظار نشسته تا ‏وقتی او مرد به سراغش بیاید.) این عکس یک داستان کامل است؛ چون:

1- هم طرح دارد: کودکی از گرسنگی در حال مرگ است. کس و کاری ندارد و فقر او را به آنجا کشانده که ممکن ‏است غذای کرکس‌ها بشود.

2- هم کاراکتر دارد: خود کودک، که نماینده مردم فقیر افریقا است و کرکس که سمبلی است برای آنچه نصیب فقیرها و رانده ‏شده‌ها می‌شود.

3- هم فضا: بیابان بی آب و علف

4- هم تعلیق: کودک هنوز زنده است و کرکس در انتظار نشسته تا شاید پس از مرگ جسد او را تکه تکه کند.

5- نقطه اوج: عکس در واقع یک جورهایی نقطه اوج فقری است که کشوری افریقایی را اسیر کرده تا آنجا که ‏کودکی را می‌بینیم در حال مرگ و ...

چه در قالب فیلم (شبکه تلویزیونی الجزیره در یک گزارش خبری از موشک‌باران نوار غزه صحنه‌ای را نشان می‌دهد ‏که مردی که انگار از زیر آوار بیرون آورده شده جلوی دوربین می‌گوید: «چه طور می‌توانم با اسراییلی‌ها صلح کنم وقتی 17 ‏یا 18 نفر از خانواده من را کشته‌اند. زن، بچه یک سال و نیمه، پیرمرد، ... اگر صد سال دیگر هم بگذرد من با آنها صلح ‏نمی‌کنم. هر کدامشان را پیدا کنم می‌کشم...»)

چه در قالب اینفوگرافیک (عکس و مشخصات زیردریایی‌ای که بر بستر اقیانوس منجمد شمالی پرچم روسیه را به ‏اهتزاز درآورد و دو سوم یک صفحه روزنامه گاردین را به خود اختصاص داد.)

داستان اغلب زمانی شروع می‌شود که اتفاقی خارج از روند روزمره رخ داده باشد:

داستان تنها زن مسلمان راننده تاکسی در بیت‌المقدس شنیدنی است. چون راننده تاکسی‌ها در بیت‌المقدس اغلب مرد ‏هستند و خیلی‌هایشان هم یهودی هستند.

داستانِ زندگی بچه مدرسه‌ای که هر روز به مدرسه می‌رود و به خانه برمی‌گردد شنیدنی نیست. اما به محض این که ‏روزی بچه مدرسه‌ای در راه مدرسه دزدیده می‌شود، از لحظه دزدیده شدنش تا لحظه‌ای که او دوباره پیدا می‌شود و به زندگی ‏عادی باز می‌گردد همه چیز داستان است:

1- او چه طور دزدیده شد‏

2- دزدها چه می‌خواستند

3- آیا با او بدرفتاری شد‏

4- خانواده‌اش چه کار کردند

5- چه طور پیدا شد

6- آیا او دوباره زندگی عادیش را پی گرفت‏

طرح چنین داستانی شاید در چنین جمله‌ای خلاصه بشود:

پسر بچه‌ای در راه مدرسه دزدیده شده، دزدها با خانواده او تماس می‌گرفته اند و گفته اند اگر خانواده مثلا صد میلیون تومان به آنها نپردازد آنها بچه مدرسه ای را خواهند کشت.

در داستان پسر بچه مدرسه‌ای لااقل چهار تا شخصیت داریم:

1. پسر بچه

2. دزدها

3. پدر و مادر و خواهر و برادر

4. پلیس‌ها

شخصیت هر کدام از این آدم‌ها در مواجهه با اتفاقات به تصویر کشیده می‌شود. مثلا پدر بچه وقتی دزدیده می‌شود ‏گریه نمی‌کند. یا افسر پلیس ابتدا با کمال خونسردی اعتقاد دارد باید دزدها را سرکوب کرد حتی به این قیمت که پسر بچه ‏کشته شود، ...

در شخصیت‌پردازی نباید بنویسیم که مثلا مادر پسر بچه نگران بود. باید صحنه‌ای را به تصویر بکشیم تا نگرانی او را ‏منتقل کند: مثلا مادر پسر بچه نمی‌تواند بخوابد و ترجیح می‌دهد با یکی از فامیل‌ها تا صبح در خیابان‌ها گشت بزند.

محلی که پسربچه در آن زندگی می‌کند که مثلا محله‌ای است که همه چیز در صلح و آرامش جریان دارد می تواند بخشی از فضای داستان را تشکیل بدهد. خانه پسر ‏بچه بعد از این که ربوده می‌شود که حالا شلوغ و پلوغ است، آشپزخانه به هم ریخته، ... محلی که پسربچه در آن حبس ‏است. می‌تواند همان کلیشه قدیمی یعنی یک جای سرد و مرطوب و غبارگرفته و بدون نور باشد یا شاید زیرزمین خانه‌ای مثل ‏همه خانه‌هایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، ...

تعلیق

‏پلیس قصد دارد به مخفی‌گاه دزدان حمله کند و ... داستان را دنبال می‌کنیم تا ببینیم بالاخره حمله کی اتفاق می‌افتد و ‏آیا بچه آزاد می‌شود یا نه.

لحظه‌ای که پلیس به مخفی‌گاه حمله می‌کند یک لحظه «بحرانی» است. داستان به لحظه‌های «بحرانی» نیاز دارد تا ‏جذاب بشود.

اوج داستان‏ زمانی است که نتیجه داستان معلوم می‌شود یعنی زمانی که حمله انجام می‌شود و پسر بچه نجات پیدا ‏می‌کند. ‏پایان داستان را زمانی می‌خوانیم که می‌خواهیم بدانیم پسر بچه چه طور به زندگی عادی باز خواهد گشت. در روایت داستان‌های واقعی راوی اغلب سوم شخص است. هر چه حضور «من» کم‌رنگ‌تر باشد می گویند بهتر است. بار بعد که به خیابان می‌روید یا با دوست یا همکاری گپ می‌زنید، یا روزنامه‌ای می‌خوانید سعی کنید سرنخ داستان‌های ‏واقعی را پیدا کنید.

1- مثل کشمکش تاتری ها و رییس متروی تهران سر ورودی متروی چهار راه ولیعصر

داستان‌های بی‌شماری دور و برتان هستند که همه دوست داریم بشنویم. اما این داستان‌ها مال کسی هستند ‏که آنها را پیدا می‌کند و روایت می‌کند. مثل کسی که داستان تنها زن مسلمان راننده تاکسی در بیت‌المقدس را برایمان شرح ‏می‌دهد یا کسی که قصد نوجوان سودانی را برایمان تعریف می‌کند که به دنبال آینده‌ای بهتر کشورش را ترک کرده بود اما ‏زیر ضربات چاقو در خیابان‌های قاهره به پایان راه خود رسید.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 22:21  توسط ahmad  |